instagram telegram
ellipse
تقویم رویدادها

طراحی در شرایط بحران؛ گزارش نشست تخصصی انجمن طراحان گرافیک ایران به مناسبت بیست‌ونهمین سالگرد تأسیس

طراحی در شرایط بحران؛ گزارش نشست تخصصی انجمن طراحان گرافیک ایران به مناسبت بیست‌ونهمین سالگرد تأسیس

طراحی در شرایط بحران

گزارش نشست تخصصی انجمن طراحان گرافیک ایران به مناسبت بیست‌ونهمین سالگرد تأسیس
 

دبیر رویداد: محمد اردلانی
میزبان: دکتر حامد بیدی

سخنرانان:
استاد بیژن جناب (طراح گرافیک)
دکتر سجاد باغبان ماهر (پژوهشگر اقتصاد هنر)
دکتر وحید آگاه (حقوقدان و پژوهشگر حوزه فرهنگ و هنر)

 

مقدمهٔ میزبان

در روزگاری که جامعهٔ ما با بحران‌های پیوسته و متعددی روبه‌روست، برگزاری نشستی با عنوان «طراحی در شرایط بحران» تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ ضرورتی حرفه‌ای است. بحران امروز ما چندلایه است: از یک سو جنگی که پایان نیافته و همچنان صداهای انفجار از جنوب کشور شنیده می‌شود؛ از سوی دیگر اعتراضات مردمی و پیامدهای آن که جان‌های عزیزی را گرفته است؛ و در لایهٔ سوم، وضعیت اقتصادی نگران‌کننده، ناترازی انرژی، قطعی مکرر اینترنت، و پدیدهٔ هوش مصنوعی که مناسبات حرفه‌ای را در سراسر جهان دگرگون می‌کند.

طراح گرافیک امروز در نقطهٔ تلاقی همهٔ این بحران‌ها ایستاده است: هم به‌عنوان شهروند، هم به‌عنوان حرفه‌ای که مسئولیت انتقال پیام جامعه را بر دوش دارد، و هم به‌عنوان عضوی از یک صنف که آسیب‌های اقتصادی و حقوقی مستقیماً معیشت او را تهدید می‌کند. این نشست، طرح مبحثی است برای اندیشیدن، نوشتن و گفت‌وگو؛ نه جمع‌بندی نهایی.

 

 

 

بخش نخست: تجربهٔ طراحی در جنگ و بحران

استاد بیژن جناب

تجربهٔ جنگ هشت‌ساله در برابر بحران کنونی

من در سال ۱۳۶۳، در اوج جنگ هشت‌ساله، فعالیت دفتر خود را آغاز کردم. مقایسهٔ آن دوران با بحران کنونی از چند جهت آموزنده است. بحران جنگ هشت‌ساله برای ما بسیار سنگین‌تر از بحران امروز بود، زیرا آن را تجربه نکرده بودیم و نمی‌دانستیم چگونه باید با آن روبه‌رو شویم. بحران، هنگامی که تازه باشد، ریشه در بی‌نظمی و فقدان مدیریت دارد و هماهنگ‌کردن این بی‌نظمی در یک ساختار حرفه‌ای، کاری بسیار دشوار است. اما در بحران کنونی، به‌سبب تجربهٔ انباشته، مدیریت تیم طراحی و کنترل شرایط برای من بسیار آسان‌تر بوده است. این تفاوت، خود گواهی است بر اینکه تجربهٔ بحران، سرمایه‌ای حرفه‌ای است.

نقش طراح در بحران جنگی

نخستین و مهم‌ترین کارکرد طراح گرافیک در بحران جنگی، سرعت انتقال پیام به جامعه است. در جنگ هشت‌ساله، این انتقال از مسیر رسانه‌های محدود و تحت کنترل انجام می‌شد و طراح با محدودیت‌های گستردهٔ وزارت ارشاد و نشریات روبه‌رو بود. امروز، اگرچه ابزار دیجیتال سرعت را افزایش داده، اما محدودیت‌های تازه‌ای مانند قطعی اینترنت و سانسور پدید آمده است.

سه محور اساسی در بحران جنگی برای طراح اهمیت دارد:

۱. سرعت انتقال پیام :موضوع روز باید با بیشترین سرعت به جامعه برسد.
۲. حساسیت به نماد و فرهنگ ملی: طراح باید به نشانه‌های فرهنگی و ملی جامعهٔ خود وفادار بماند.
۳. مسئولیت اجتماعی: طراح در بحران، تنها یک مجری سفارش نیست؛ او مسئولیت اجتماعی سنگینی بر دوش دارد.

استراتژی حرفه‌ای در دوران جنگ

در جنگ هشت‌ساله، دفتر ما با دو بحران هم‌زمان روبه‌رو بود: بحران رسانه‌ای و بحران اقتصادی. صنایع تولیدی که مشتریان اصلی ما بودند، خود در بحران بودند. ما ناچار شدیم به سمت بخش‌های صنعتی و تولیدی برویم که نیاز واقعی‌تری به طراحی داشتند و در آن فضا آزادی عمل بیشتری وجود داشت. این تجربه نشان می‌دهد که در بحران، طراح باید مشتریان و بازار خود را بازتعریف کند.

 

 

مدیریت تیم در بحران

یکی از دشوارترین جنبه‌های بحران، مدیریت همکاران و تیم طراحی است. در جنگ هشت‌ساله، کنترل تیم طراحی برای من بسیار دشوار بود، زیرا همه در وضعیت اضطراری و نگرانی بودند. اما در بحران کنونی، به‌سبب همان تجربه، توانستم آرامش را به تیم منتقل کنم و این آرامش، خود به عاملی برای تداوم کار تبدیل شد. مدیریت بحران در سطح خرد، پیش‌نیاز تداوم حرفه‌ای در سطح کلان است.

بی‌تفاوتی مشتریان

در چهل سال فعالیت حرفه‌ای، هرگز مشتریان خود را تا این اندازه بی‌تفاوت، بی‌حال و بی‌حوصله ندیده‌ام. این وضعیت طبیعی بحران است، اما طراح باید با تدبیر و ابتکار، انگیزه و رضایت را به مشتری بازگرداند. این کار دشواری است، اما بخشی از حرفهٔ ما در شرایط بحرانی است.

هوش مصنوعی: تجربه‌ای دوگانه

من شخصاً به هوش مصنوعی خوش‌بین هستم و از نخستین کسانی بودم که در دانشگاه تهران کلاس گرافیک کامپیوتری برگزار کردم؛ تجربه‌ای که با مقاومت شدید اساتید آن زمان روبه‌رو شد و کلاس تعطیل شد. اما امروز همان ابزار، بخشی جدایی‌ناپذیر از حرفه است. در پروژه‌ای بزرگ که اخیراً انجام دادیم، ناچار شدیم از هوش مصنوعی استفاده کنیم. نتیجه بسیار موفق بود و مشتری نیز از این انتخاب خشنود شد. بااین‌حال، من نگران آیندهٔ حرفه در سایهٔ هوش مصنوعی هستم. کار با هوش مصنوعی خود دانش و فرهنگ خاصی می‌طلبد و طراحان باید این مهارت را جدی بگیرند. آنچه اهمیت دارد، این است که هوش مصنوعی جای طراح را نمی‌گیرد، بلکه طراحانی که با آن کار نمی‌کنند، جای خود را از دست می‌دهند.

آیا طراحی می‌تواند کسب‌وکار را از بحران نجات دهد؟

بله، این تجربه را داشته‌ام. طراحی درست می‌تواند به کسب‌وکارها در شرایط بحرانی کمک کند تا از بحران عبور کنند. این پتانسیل واقعی حرفهٔ ماست. باید خودمان را با این واقعیت هماهنگ کنیم و دیر یا زود، این مسیر را بپذیریم.

 

 

 

بخش دوم: اقتصاد هنر و تاب‌آوری در بحران

دکتر سجاد باغبان ماهر

تاب‌آوری: کلیدواژهٔ بحران

به عقیدهٔ من، کلیدواژهٔ اصلی این روزها «تاب‌آوری» است. در بحران، برنده کسی است که تاب‌آوری بیشتری از خود نشان دهد؛ چه در سطح کلان (جنگ و رقابت‌های بین‌المللی) و چه در سطح خرد (مبارزهٔ طبقهٔ متوسط برای حفظ خود). این مفهوم در حوزهٔ هنرهای تجسمی نیز مصداق روشنی دارد.

مقایسهٔ دو دورهٔ رونق هنری

هنر مدرن و معاصر ایران دو دورهٔ رونق را تجربه کرده است. دورهٔ نخست، در پانزده سال منتهی به انقلاب، رونق خود را از ساختار متمرکز قدرت در دربار می‌گرفت. با فروپاشی آن ساختار در سال ۱۳۵۷، نیروگاهی که به صحنهٔ هنر انرژی می‌داد خاموش شد و دورهٔ رکود بزرگی آغاز گردید. دورهٔ دوم رونق، از نیمهٔ دههٔ ۱۳۸۰ شکل گرفت، اما این بار با تکثر حامیان و نه حضور یک حامی مرکزی. به تعبیری، به جای یک نیروگاه، اکنون صدها پنل خورشیدی بر پشت‌بام‌ها پراکنده است. همین تکثر، تاب‌آوری بیشتری ایجاد کرده است.

تاب‌آوری در بحران‌های اخیر

در ده تا پانزده سال گذشته، ما در وجوه مختلف در بحران بوده‌ایم: کرونا، بحران‌های اجتماعی، تحریم و جنگ. بااین‌حال، فضای هنرهای تجسمی تاب‌آوری قابل‌توجهی از خود نشان داده است. در دورهٔ کرونا، اگرچه گالری‌ها فعالیت خود را کاهش دادند، اما خلق هنرمندان متوقف نشد؛ زیرا ماهیت کار هنری، بیش از آنکه کارفرمایی باشد، انفرادی است. هنرمندان کانال‌های ارتباطی جدیدی با مخاطبان خود یافتند، از جمله فضای مجازی، و نوعی رونق در دل بحران شکل گرفت.

ساختار اقتصاد هنرهای تجسمی

در سطوح بالای هنرهای تجسمی، ما با یک بازار خاص (Niche Market) روبه‌رو هستیم: گروه کوچکی از مخاطبان هدف با درآمد بالا که بحران‌های اقتصادی اخیر آسیب چندانی به آن‌ها نزده است. مطالعه‌ای در هلند نشان می‌دهد که حدود بیست‌وچند درصد از هنرمندان، درآمد سالانه‌شان از فروش هنر منفی است؛ یعنی هزینهٔ مواد و متریال آن‌ها بازنمی‌گردد. در مقابل، گروهی چهار تا پنج درصدی در نوک هرم قرار دارند که درآمدشان سقفی نمی‌شناسد. این ساختار در هنرهای تجسمی ایران نیز قابل مشاهده است: حدود چهل تا پنجاه هنرمند تثبیت‌شدهٔ بازار داریم که در سال‌های اخیر نه‌تنها آسیب ندیده‌اند، بلکه رونق بیشتری نیز یافته‌اند.

 

 

مراقبت از قیمت و تابوی کاهش نرخ

در متون کلاسیک اقتصاد هنر، اصلی وجود دارد به نام «مراقبت از قیمت». وظیفهٔ گالری‌دار، حفظ سطح قیمت هنرمند است؛ اگر اثری به مبلغ مشخص فروخته شد، فروش بعدی نباید کمتر از آن باشد. این تابوی کاهش قیمت در بازار هنر، حتی در بحران نیز تا حد زیادی حفظ می‌شود. اما در سطوح میانی و پایین‌تر، به‌ویژه در حوزهٔ طراحی، این مراقبت کمتر دیده می‌شود و شکستن نرخ، خود به چالشی جدی تبدیل شده است.

تفاوت طراحی گرافیک با هنرهای تجسمی

در هنرهای تجسمی، مشتری اغلب به دنبال «امضا»ی هنرمند است؛ اگر مجموعه‌داری خواهان اثری از استاد تناولی باشد، حاضر نیست به‌جای آن، اثری مشابه از هنرمندی جوان‌تر با یک‌دهم قیمت بخرد. اما در طراحی گرافیک، احتمال آنکه مشتری به‌سبب قیمت پایین‌تر، به طراح جوان‌تر روی آورد، بیشتر است. این تفاوت ساختاری، آسیب‌پذیری طراحان را در بحران افزایش می‌دهد.

 

بخش سوم: ابعاد حقوقی طراحی در بحران

دکتر وحید آگاه

هوش مصنوعی: تهدید اصلی حرفه

به نظر من، تهدید اصلی فراروی طراحان، نه جنگ و نه تحریم، بلکه هوش مصنوعی است. جنگ در این کشور همیشه وجود داشته و تحریم‌ها نیز از پس از انقلاب همواره کم و زیاد شده‌اند؛ اما هوش مصنوعی پدیده‌ای نوظهور است که با سرعتی شتابان مناسبات حرفه‌ای را دگرگون می‌کند. امروز بخش بزرگی از بیلبوردها و تبلیغات شهری با هوش مصنوعی تولید می‌شود. دولت فقیر و نهادهای عمومی، به‌جای پرداخت حق‌الزحمهٔ واقعی به طراح، ترجیح می‌دهند با یک اپراتور و چند نرم‌افزار، همان کار را با هزینهٔ ناچیز انجام دهند.

قانون ملی توسعه هوش مصنوعی در ۲۸ مرداد امسال تصویب شده است؛ قانونی مفصل که آیین‌نامه‌ها و مقررات متعددی از دل آن بیرون خواهد آمد. تجربهٔ توسعهٔ الکترونیک در ایران نشان می‌دهد که دولت، به‌سبب محدودیت منابع، از هر ابزاری که هزینهٔ نیروی انسانی را کاهش دهد استقبال می‌کند. در حرفهٔ وکالت نیز پیش‌بینی می‌شود که تا بیست سال آینده، بیش از نیمی از وکلا بیکار شوند؛ زیرا هوش مصنوعی در نگارش لوایح و حتی صدور آرا به‌سرعت جایگزین می‌شود. طراحان گرافیک نیز از این قاعده مستثنا نیستند. راهبرد مقاومت، مطالبه‌گری از نهادهای عمومی و سازمان‌های صنفی است تا استفادهٔ بی‌ترمز از هوش مصنوعی، به قیمت نابودی سرمایهٔ انسانی تمام نشود.

آزادی بیان و مسئولیت حقوقی طراح

در حقوق ایران، برای هنرمندان کارت ویژه‌ای صادر نشده است؛ تنها جرایم سیاسی، امنیتی و مطبوعاتی دارای دادگاه ویژه و هیئت منصفه هستند. سه جرم مهم که آزادی بیان را محدود می‌کند، عبارت‌اند از:

۱. افترا یا تهمت :نسبت‌دادن جرم به دیگری. اگر طراح در فضای مجازی مدعی شود که طرحش کپی شده، باید این ادعا را اثبات کند؛ در غیر این صورت، طرف مقابل می‌تواند شکایت کند.
۲. توهین: توهین طیف وسیعی دارد؛ می‌تواند عملی، فیزیکی، بیانی یا تصویری باشد. در دوران دولت اصلاحات، بسیاری از مطبوعات با کاریکاتور بسته شدند؛ یعنی توهین می‌تواند بدون استفاده از الفاظ نیز محقق شود.
۳. نشر اکاذیب: بیان مطالب خلاف واقع. متأسفانه بسیاری از افراد در فضای مجازی، در حالت عصبانیت، مطالبی می‌نویسند که مصداق نشر اکاذیب است و بعداً نمی‌توانند آن را اثبات کنند.

نکتهٔ مهم برای هنرمندان مشهور این است که پس از عبور از حد مشخصی از شهرت و دنبال‌کننده، ربات‌های نظارتی روی صفحات آن‌ها نصب می‌شود. حتی استوری‌هایی که خود کاربر فراموش کرده است، به‌عنوان مدرک در پروندهٔ قضایی استفاده می‌شود. بنابراین، طراحان باید در فضای مجازی، به‌ویژه در شرایط بحرانی، هوشیاری کامل داشته باشند.

بند فورس ماژور در قراردادهای طراحی

بند فورس ماژور (قوهٔ قاهره) تا پیش از کرونا، بندی تشریفاتی تلقی می‌شد. اما امروز، با تجربهٔ جنگ، کرونا، زلزله و بحران‌های پی‌درپی، این بند اهمیت حیاتی یافته است. چند نکتهٔ کلیدی در این زمینه:

۱. فورس ماژور نیازی به درج در قرارداد ندارد: این مفهوم جزء شرایط عمومی و الزامی قراردادهاست و حتی بدون درج، قابل استناد است. درج آن در قرارداد، از باب تأکید و تعریف دقیق شرایط است.
۲. فورس ماژور نیازمند اثبات است: ادعای فورس ماژور کافی نیست؛ باید اثبات شود که آن وضعیت، تعهد طراح را غیرممکن یا بسیار دشوار کرده است. مثلاً اگر اینترنت قطع بوده، باید نشان داد که این قطعی، عملاً تحویل پروژه را ناممکن کرده است، نه اینکه صرفاً تأخیر ایجاد کرده باشد.
۳. تعلیق تعهدات، نه اسقاط آن: در فورس ماژور، تعهدات دو طرف معلق می‌شود و پس از رفع وضعیت اضطراری، دوباره به جریان می‌افتد.
۴. ابلاغ و توافق: بهتر است در قرارداد پیش‌بینی شود که در صورت ادعای فورس ماژور، طرفین آن را به یکدیگر ابلاغ کنند و در صورت عدم توافق، به داوری یا دادگاه مراجعه شود. داوری انجمن صنفی می‌تواند بهترین مرجع باشد.
۵. وجه التزام و خسارت: بهتر است در قرارداد، وجه التزام و خسارات احتمالی در صورت عدم اثبات فورس ماژور پیش‌بینی شود.

جایگاه انجمن‌های صنفی در بحران

انجمن طراحان گرافیک ایران، به‌عنوان یکی از قدیمی‌ترین انجمن‌های صنفی کارفرمایی در عرصهٔ هنر، از سال ۱۳۷۶ نظام‌نامهٔ نرخ‌نامه‌ای تصویب کرده که همچنان اجرا می‌شود. این انجمن می‌تواند در بحران، نقش داوری، حمایت حقوقی و مطالبه‌گری از نهادهای عمومی را ایفا کند. اعضای انجمن در سال‌های اخیر از کمک‌های حقوقی این نهاد بهره‌مند شده‌اند و این مسیر باید تقویت شود.

جامعهٔ طراحان گرافیک و افق آینده

جامعهٔ طراحان گرافیک، جامعه‌ای فرهیخته است. ما می‌توانیم بدون مجسمه و بدون نقاشی زندگی کنیم، اما بدون گرافیک نمی‌توانیم؛ زیرا در تمام ابعاد زندگی، ارتباطات بصری حضور دارد. در وضعیت بحرانی کنونی، طراحان باید از حوزهٔ نخبگی به سمت عمومی‌شدن حرکت کنند. نمونهٔ آن، طراحی امضای شخصی است که در فضای مجازی رواج یافته و می‌تواند به یک بازار جدید برای طراحان تبدیل شود. این مسیر، نیازمند بازتعریف خدمات و گسترش دامنهٔ مخاطبان است.

 

این نشست، صرفاً طرح مبحثی بود برای اندیشیدن و نوشتن. انجمن طراحان گرافیک ایران از یادداشت‌های تحلیلی و نقدهای اعضا در این حوزه استقبال می‌کند و آن‌ها را در رسانه‌های خود بازتاب خواهد داد.

 

به اشتراک بگذارید:
آخرین اخبار

بیشتر بخوانید

حامیان انجمن